اما مهمتر از آن به نظر میرسد پاکستان – متحد دیرینة طالبان که از سال 2001 بدینسو از آنها حمایت کرده و به آنها پناه داده است – در پاسخ به فشار از سوی چین عربستان سعودی و افغانستان حمایتش باز میگیرد. این دو چالش غیر منتظره رهبری طالبان را وادار میکند تا رویکرد خود را در قبال جنگ و نقش سیاسی شان در آینده را به منظور بقای خود در درازمدت بازبینی کند. از زمانی که اشرف غنی به اریکه ریاست جمهوری افغانستان تکیه زده است تلاشش این بوده است که به اسلام آباد نزدیک شود در حالیکه با کشورهای دیگر به ویژه چین هماهنگی کرده است تا به منظور آوردن طالبان به گفتوگوها یا برای مقابله با هرگونه شورشیان در خاک خودش بر پاکستان اعمال فشار کند. ظاهرا رهبران نظامی و غیرنظامی پاکستان که در برابر این فشارها تسلیم شده و در مورد ناامنی فزاینده در پاکستان نگرانند، بیانیههای بی پیشینهای را در مورد طالبان صادر کرده اند. نواز شریف نخست وزیر پاکستان در جریان دیدارش در ماه می2015 از کابل، حملات بهاری طالبان را محکوم کرد و گفت که دشمنان افغانستان نمیتوانند دوستان پاکستان باشند. دراوایل سال جاری راحل شریف رئیس ستاد ارتش پاکستان نیز بیانیه مشابهی را صادر کرد. در اوایل ماه جاری اویس احمدخان رئیس کمیته روابط خارجی مجلس ملی پاکستان از اسلامآباد خواست که در پاسخ به نزدیکی غنی با پاکستان اعضای شبکه حقانی و طالبان افغانستان به کابل تسلیم کند. از آنجایی که هیچ نشانهای از فروکش کردن جنگ طالبان وجود ندارد، کابل از پاکستان انتظار دارد که اقدامات نظامی را علیه پناهگاههای طالبان افغانستان در امتداد خط دیورند دردستورکار قرار دهند. فشار پاکستان بر طالبان ظرفیت عملیاتی آن را محدود خواهد کرد اما امکان ندارد این گروه را به طور کامل از بین ببرد. پاسخ طالبان به فشار پاکستان احتمالا حملات تلافی جویانه و افزایش فعالیت در جریان سال 2016 خواهد بود تا استقلال و قدرت خود را به نمایش بگذارند. در همین حال رهبری این گروه به دنبال یافتن پناهگاههای امن جایگزین و توسعه مناطق تحت تصرفش در افغانستان خواهد بود. در اوایل سال جاری طالبان در حالیکه تحت فشار بودند که یا با کابل وارد گفتوگو شود یا پاکستان را ترک کند قرار گزارشها طالبان تصمیم به ترک پاکستان گرفتند. یک مقام ارشد رهبری طالبان که در مناطق جنوب و جنوب شرق افغانستان فعالیت دارد، در یک مصاحبه خصوصی توضیح داد که پاکستان نمیتواند طالبان را «کنترل کند» و طالبان تا زمانی که شرایط شان برآورده نشوند هرگز وارد گفتوگوها نخواهند شد. این منبع گفت: ما ترس از این نداریم که پاکستان ما را ترک میکند و مطئینم ما (طالبان) جایگزینی خواهیم یافت تا وضع را به خوبی کنترل کنیم. این منبع طالبان از بحث روی جایگزینهای حمایت پاکستان خودداری کرد اما به نظر میرسد پیشرویهای اخیر طالبان در مناطق شمالی افغانستان یک استراتیژی جدید باشد. از زمان آغاز عملیات عزم – حملات بهاری طالبان که در ماه اوریل 2015 آغاز شد- این گروه امنیت را به مخاطره افگنده و در بخشهایی از شمال کشور مناطقی را تحت تصرف خود درآورده اند. به نظر میرسد که این پاسخی به نگرانیهایی است که جنگجویان خارجی به رهبری جنبش اسلامی ازبکستان که در ماه سپتامبر 2014 وفاداری خود را به دولت اسلامی اعلان کرد در منطقه دست بالاتر خواهد یافت. علاوه بر آن یک منبع دیگر طالبان در مصاحبهای توضیح داد که درنظر دارند با نشان دادن توانایی اعمال نفوذ در سرتاسر کشور این تصور را تغییر دهد که طالبان به مناطق جنوب و شرق افغانستان محدود اند. این منبع گفت که طالبان نگرانند که اگر آنها محدود به جنوب و شرق کشور دانسته شوند این امر سرانجام در درازمدت به تجزیه کشور منجر خواهد شد. فراتر از گسترش مناطق تحت کنترل بقای طالبان نیازمند توسعه دوامدار منابع انسانی و مالی است. نظر به گفتوگوها با مقامات اطلاعاتی افغانستان و منابعی در درون طالبان این گروه بر نیروهای انسانی و منابع مالی گسترده کنترل دارد اما از دست دادن حمایت پاکستان و کاهش پول خارجی که در اقتصاد افغانستان تزریق میشد به نظر میرسد که منابع طالبان درآینده قابل پیش بینی به چالش کشیده شده است. به احتمال زیاد پنج منبع غیر قانونی اقتصادی طالبان به ویژه تولید خشخاش، در شمال توسعه خواهد یافت. علاوه برآن، قاچاق به آسیای مرکزی، استخراج سنگهای قیمتی و اشیای نفیس نیز گسترش خواهد یافت. در همین حال، طالبان میتوانند از تاریخ فرار از زندان شان برای پر کردن خلای منابع بشری خود استفاده کنند و احتمالا آدم ربایی به منظور باجگیری در مقابل گروگانها و تبادله آنها نیز افزایش خواهد یافت. علاوه بر آن حمایت از گروههای شبه نظامی منطقهای، به طور بالقوه جنبش جدایی طلب بلوچ در پاکستان، میتواند برای طالبان منابع مالی و نیرو فراهم کند. گروههای جهادی بین المللی و طرفداران این گروه از سراسر منطقه یک منبع مالی و نیرو برای این گروه باقی خواهند ماند. احتمالا طالبان ضرورت خواهند داشت تا از بازارهای سیاه و مقامات فاسد افغانستان اسلحه بخرند و در عین زمان از عملیاتها علیه نیروهای امنیتی افغانستان اسلحه مصادره کند. اما با گذشت زمان، همزمان با اینکه منابع طالبان کوچکتر میشوند و سرخوردگی رشد میکند، یک شاخه سیاسی موازی با حملات نظامی طالبان احتمالا شکل خواهد گرفت. برخی از افراد طالبان به طور فعال اهداف سیاسی را دنبال خواهند کرد و با ارائه خدمات به دنبال متقاعد ساختن طرفداران خود به ادامه حمایت شان خواهند بود در حالی که شاخه نظامی به خشونت به عنوان یک اهرم فشار سیاسی ادامه خواهد داد.